شهرهای هوشمند و زیرساختهای مورد نیاز

شهرها اهمیت فراوانی دارند و پیوسته در حال رشد بوده و تعداد آن ها نیز درحال افزایش است؛ سهم بزرگی از بازده اقتصادی از آنِ شهرها است و به تدریج تأثیرگذاری سیاسی آن ها نیز بیشتر می شود و همچنین می توانند گامی در جهت حفاظت از محیط و مقابله با تغییرات آب و هوایی بردارند. شهرها درواقع بازارهایی هستند که باید نیازهای آن ها شناسایی شده و در به کارگیری راه حل ها دخالت داده شوند. برای تعداد روزافزاونی از افراد، شهرها در رأس همه فضاهای زندگی هستند. به همین دلیل است که باید به شکلی طراحی شوند که یک محیط قابل زندگی و قابل حیات برای همه ساکنین خود فراهم سازند.

یک شهر را می توان با یک ارگانیسم انسانی مقایسه کرد که مواد، عامل ها و فرایندها جهت حفظ عملکرد بدن باهم تعامل دارند. برای این که یک شهر بتواند پیشرفت کند باید تغذیه، پاک، فرهنگ سازی و پرورش داده شود. توجه و دقت به شهر موجب اعتماد بنفس آن شده و آن را در برابر انواع تهدیدات مختلف حفاظت می کند. مادامی که شهر به بلوغ می رسد، (به تدریج) قادر به شناسایی نیازها و پیدا کردن راه هایی برای برطرف کردن آن ها نیز می شود، به طوری که خلاق شده و زندگی جدیدی را ایجاد کند.

 

 

زیرساخت ها

هدف مهم شهرداری قابلیت شهر است. قابلیت عمدتاً توسط زیرساخت ها تعیین می شود. آن ها همزیستی شهری را امکان پذیر ساخته و اهداف بزرگ را پیگیری می کنند. زیرساخت ها شرایط زندگی و کار را به شهرنشنین ها تحمیل می کنند.

در ادامه ما بیشتر در مورد زیرساخت های تکنیکی شهرها صحبت می کنیم. زیرساخت های اجتماعی مشخص از جمله تأمین غذا، مراقبت از سلامت، آموزش و خدمات یک استثناء هستند. زیرساخت های تکنیکی (به منظور ساده سازی در ادامه به آن زیرساخت ها گفته می شود) در حل اکثر چالش های اساسی شهری، فیلدهای مهم تحقیقاتی و بازارهای مرتبط آینده برای بخش صنعتی، فاکتورهای مهمی هستند.

زیرساخت ها باید به طور منظم و از نظر سیستمی بازرسی و نگهداری شوند و یا مطابق با نیازهای شهری جهت رسیدن به اهداف زیر مدرنیزه شوند:

الف. تضمین کند که ساکنین دسترسی پیوسته و بلامانعی به خدمات همگانی دارند،

ب. قادر به ارائه اکثر کالاهای عمومی با قیمت منطقی و یا رایگان باشد،

ج.  مطابق با پیشرفت های تکنیکی پیش بروند که زندگی اقتصادی، اجتماعی و سازگار با محیطی را می سازد که با استانداردهای مدرن مواجه هستند.

تسهیلات بسته به شرایطشان باید جهت برآورده ساختن نیازهای ظرفیتی (سرمایه گذاری در توسعه، پیاده سازی و حذف)، تعمیر (سرمایه گذاری در تعویض/نوسازی) و/یا نوسازی یا تجهیز “هوشمندانه” با نیازها و استانداردهای دوره خود (سرمایه گذاری در تطبیق) تطبیق داده شوند. این نوع پروژه ها به خاطر ذات سرمایه گذاری (دوره های برنامه ریزی تمدید ده)، دوره طولانی سرویس (تعهد سرمایه)، و زیاد بودن مقدار ظرفیت مورد نیاز، بسیار چالش برانگیز هستند.

 

علاوه براین، زیر ساخت ها را نمی توان به پروژه های کوچکتر تقسیم کرد (حداقل اندازه/ نیازمندی های اجرایی که با تقاضا مطابقت دقیقی ندارند). این وضعیت مخصوصاً به دلیل دشواری های اقتصادی و مالی و تقاضای پیوسته شهرنشین ها جهت مشارکت فعالانه در فرایندهای برنامه ریزی شهری است.

وضعیت بخش زیرساخت در مقابل نیازهای واقعی نگران کننده است. شهرهای نوظهور با نرخ رشد بالا نظیر لاگوس، کراچی یا بمبئی معمولاً حتی فاقد اکثر زیرساخت های اصلی هستند. شهرهای انتقالی روبه رشد که پیوسته افراد جدیدی جذب می کنند، نظیر بیجینگ، سئول یا استانبول مکرراً فاقد ظرفیت مورد نیاز در بخش زیرساخت هستند و برخی از تسهیلات آن ها به طور جزئی تاریخ گذشته اند. شهرهای بالغی که جمعیت آن ها بتدریج راکد شده (بدون تغییر باقی مانده) نظیر توکیو، نیویورک یا لندن، معمولاً زیرساخت هایی دارند که از شروع قرن اخیر و حتی قبل تر وجود داشته اند. بسیاری از تسهیلات نصب شده در این شهرها (منظور، لوله کشی آب و گاز و…) باید تعمیر یا نوسازی شود و برخی از آن ها بسیار بزرگ و ناکارآمد هستند. شرکت های صنعتی و مؤسسات مشاوره نیاز بزرگی به دستکاری زیرساخت ها می بینند و این بخش را به عنوان یک بازار جهت توسعه در آینده در نظر دارند.

عواقب نبود زیرساخت ها

به تأخیر انداختن اقدامات برای ساخت منظم یا بهبود زیرساخت ها، مستلزم هزینه های بالا در آینده است. تسهیلاتی که به طور جزئی یا حتی به طور کامل غیرقابل دسترس شده اند، پیامدهای اجتماعی زیادی دارند که منجر به هزینه های بسیار بالایی می شود. نویسنده در ادامه سه مثال را آورده است.

سکونت گاه های غیررسمی با یا بدون دسترسی ناکارآمد به زیرساخت ها موجب تشویق به دستکاری شبکه تسهیلات، رقابت غیرقانونی، سوختن مواد سمی و سوخت، آلودگی محیط زندگی، نبود استانداردهای بهداشتی و مصرف آب آلوده می شود. در جامعه ای که فاقد مراقبت از سلامتی است و معمولاً دچار سوء تغذیه شده،  بیماری های ناشی از آب آلوده یا یک محیط غیربهداشتی منجر به نرخ بالای مرگ و میر و باعث ریسک بیماری های همه گیر در آن می شوند.

نبود یک زیرساخت پویای عمومی می تواند منجر به ظهور عظیم حمل و نقل موتوریزه شده خصوصی تا حدی کنترل نشده و همچنین موجب افزایش ترافیک (هزینه های اقتصادی/ اتلاف اقتصادی)، تصادفات، آلودگی هوا، نویز و غیره شود. نبود دسترسی به حمل و نقل عمومی در نواحی شهری (نظیر سکونت گاه های غیررسمی) موجب محرومیت اجتماعی و افزایش توسعه های پرمخاطره می شود.

نبود دسترسی به زیرساخت های پویا و نبود دسترسی به مشاغل یا استخدام، احتمال افزایش ظهور یک بخش غیررسمی، شرایط پرمخاطره و احتمالاً فعالیت جنایی، ترور و جنایات سازمان دهی شده را بالا می برد. نبود تسهیلات مراقبتی و آموزشی موجب افزایش این توسعه ها می شود. نابرابری اقتصادی-اجتماعی شهری افزایش می یابد. نابرابری و نرخ بالای جنایت، به تدریج ترس را القا می کند. تبعیض اجتماعی رخ می دهد که باعث ظهور “اجتماعات محصور” شده و خود این اجتماعات هم باعث تقویت فرایند محرومیت و منع دسترسی می شوند. مسکن گران تر می شود. مسکن مقرون به صرفه کمیاب است. این منجر به حاشیه نشینی[1] و تشکیل سکونت گاه های غیررسمی جدید می شود.

عواقب نبود زیرساخت ها، پیچیده و به شدت دارای وابستگی داخلی است و بر روی اهداف بزرگ شهرداری تاثیر می گذارد. آن ها نشان می دهند که تفکر خطی برای توسعه شهری کافی نیست. پیچیدگی ها نیازمند تفکر و عمل سیستمی و یکپارچه اند. به همین دلیل است که در زمینه زیرساخت ها، دامنه گسترده ای از کارشناسی حرفه ای و روش شناختی ضروری است که امکان تفکر و عمل بین-بخشی[2] و بین-رشته ای را فراهم می سازد.

2.3. زیرساخت های حیاتی

برخی بخش های زیرساخت اختصاصاً با قابلیت شهرها مرتبط هستند. زیرساخت های حیاتی سازمان ها و تسهیلاتی هستند که برای کشور اهمیت زیادی دارند و نبود یا اختلال آن می تواند منجر به کمبود عرضه طولانی یا تخریب قابل توجه امنیت عمومی شود و یا تأثیرات مهم دیگری بگذارد.

زیرساخت ها وابستگی های داخلی بینِ بخشی عمده ای را نمایش می دهند که نسبت به زیرساخت های تکنیکی محض توسعه یافته اند. در حوزه زیرساخت های حیاتی، اختلال به طور خاص می تواند اثرات آبشاری و دومینویی (پشت سرهم) داشته باشد. آن ها پتانسیل این را دارند که بخش هایی از جامعه را که موجب خسارت اقتصادی و منجر به از دست رفتن اعتماد در رهبری سیاسی یک جامعه می شود را در یک حالت توقف قرار دهند. ما به عنوان مثال می خواهیم یک تصادف را شرح دهیم که در بالتیمور رخ داده است:

در 19 جولای سال 2001، یک قطار باری که مواد شیمیایی را حمل می کرد، در یک تونل شهری از ریل خارج شد. همان طور که انتظار می رفت، این قضیه موجب خسارت به ریل و ترافیک جاده شد و همچنین به کمک سرویس های اورژانسی مناسب نیاز داشت. علاوه بر این، در این تصادف برخی عواقب غیرمنتظره نیز وجود داشت. برای مثال، آتش در تونل موجب ترکیدن خط لوله آب شد که در برخی نواحی علاوه بر آبفشان های 6 متری، موجب سیل 90 سانتی متری شده است. دوازده هزار نفر ساکن شهر، قطعی برق به دلیل حادثه را تجربه کردند. خسارت به کابل های فیبر نوری موجب خرابی گسترده در خط های ارتباطی تلفن ثابت و تلفن همراه و سرویس های اینترنت شد. عملیات های سرویس داده در چند شرکت در ناحیه ی زیرساخت های حیاتی خراب شد. تخریب های عمده در ترافیک ریل بر روی ایستگاه های همسایه تاثیر گذاشت. به عنوان مثال، این تأثیرات شامل تخریب هایی در تأمین مواد خام و ذغال سنگ برای تولید استیل بود.

شهرها و جوامع آسیب پذیر هستند. حملات تروریستی و حوادث به دلیل خرابی های تکنیکی یا خطای انسانی به ما این را یادآوری می کنند که این ها مثل پدیده های طبیعی مرتبط با تغییرات اقلیمی هستند که امروزه بیشتر اتفاق می افتند. این باعث پدیده ای می شود که در زیر شرح داده شده است:

وقتی سرویس های تسهیلاتی یک کشور نسبت به خرابی کمتر آسیب پذیر می شوند، تأثیر هرگونه تخریب بیشتر خواهد بود. جوامع در ضمن توسعه تکنیکی خود، مخصوصاً زمانی که براساس تکنولوژی های پیشرفته با زیرساخت ها درگیر بودند، شروع به واکنش حساس تر به تخریب ها نمودند، چرا که عموم به داشتن استانداردهای امنیتی بسیار بالا و درجه بالایی از امنیت عرضه عادت دارند. گرچه نتایج هر حادثه ای که به هر روی اتفاق می افتد به طور نامتناسبی بیشتر از قبل می باشد، این وضعیت در مردمی که احساس تا حدی فریبنده امنیت را توسعه داده اند مثل خدمات رو به افزون قابل اعتماد و کمتر در معرض شکستی هستند که به عنوان تناقض آسیب پذیری به آن اشاره شده است.

[1] suburbanization

[2] intersectoral

ترک پاسخ

3 × 5 =