آخرین متدها برای یک Pitch deck حرفه ای در سال 2018

ایده شما در ذهنتان آماده است ، یک فکر بکر، و بی صبرانه در انتظار ورود به اتاقی پر از سرمایه گذاران گرسنه هستید. اما اجرای استوار و استادانه جلسه های ارائه طرح، ترکیبی است از برنامه ریزی اندیشمندانه و آمادگی. پس برای آماده شدن کمی زمان صرف کنید.

به طور متوسط ارائه طرح تجاری برای یک شرکت تازه تأسیس تنها چند ثانیه وقت نیاز دارد تا توجه مخاطب را به خود جلب کند و یا او را از خود براند. من به عنوان یک سرمایه گذار خصوصی و غیر رسمی، با کارفرمایان و طرح های شان زندگی کرده ام. و پیش از آغاز به این کار، من نیز آن بیرون مثل شما مشغول ارائه طرح های خود به سرمایه گذاران دیگر بودم.

برای انجام صحیح کار، باید اینگونه عمل کنید:

1-ماجرای خود را بسازید:

پیش از ارائه طرح خود به دیگران، شما حتما باید آن را در قالب مجموعه ای از 15 تا 20 قسمت، عکس یا محتویات دیگر خلاصه کنید، که به شکلی مختصر و مفید شامل این نکات مهم باشد:

محصول تان چیست؟

بازار فروش تان چیست؟

وضع آمار از چه قرار است؟

مدل تجاری شما چیست؟

استراتژی بازاریابی شما چیست؟

رقیب کیست؟

گروه کدام است؟

و شما چه نیاز هایی در زمینه مالی برای اجرای آن دارید، و چگونه آن هزینه را صرف خواهید کرد؟

برای همه -چه آنها که در شهری بزرگ زندگی می کنند یا کوچک- ساده ترین راه جهت دریافت بازخورد مورد نیاز طرح خود، جمع کردن دو سه نفر از دوستان باهوش و مطرح کردن ایده های تان به طور خلاصه برای آنهاست.

و در همان حال که ایده های خود را مورد آزمایش قرار می دهید و سبک و سنگین می کنید، به سؤالاتی که می پرسند و آنچه که نمی فهمند توجه نشان دهید. بی آنکه بی جهت موضع گیری کنید، مطمئن باشید دوستان تان با شما هم دلی دارند. اگر آنها چیزی را می پرسند، سرمایه گذار معمولی یا حتی عالی نیز از شما همان را خواهد پرسید.

پیش از اینکه من کار در لِرن وست (LearnVest) را شروع کنم، پیش پنج تا از باهوش ترین دوستانم رفتم و آنها ایده های مرا تجزیه و تحلیل کردند. دو تا از دوستانم متوجه موضوع نشده بودند. حتی مطمئنم یکی از آنها سخت در فکر این بود که من درباره چه حرف می زنم. بد تر از همه، یکی از دوستانم نام منتخب مرا دوست نداشت. البته باید گفت این بعد از تأسیس شرکت بود، پس از اینکه هزاران دلار برای ثبت آن نام مصرف شد، و واقعا حس وحشتناکی بود. اما من به جای اینکه ناراحت شوم، بر سؤالات هر پنج نفر متمرکز شدم. این ها سؤالاتی بودند که می دانستم از من دوباره پرسیده خواهد شد. به خاطر همان تمرین، توانستم پاسخ های مناسب و پر مغز، و راهبرد های واقعی برای حل مشکلات در اختیار داشته باشم. من همه چیز را دوباره آماده کردم و بار دیگر دست به کار شدم.

به طور خلاصه، پیش از اینکه به یک سرمایه گذار حتی نزیک شوید، استراتژی، طرح ها، و مطالب قابل ارائه خود را با دوستان خویش به شیوه ای کم خطر مطرح کنید.

2-هیئت خود را بسازید:

اکنون سرمایه ها از راه رسیده است. راه ساده و آسان برای شروع این است که، تیمی از مشاورینی که خواهان حمایت از شما، و شناسایی و معرفی سرمایه گذاران بزرگ برای شرکت شما هستند را دور خود جمع کنید. هیئت مشاوران شما باید از افرادی تشکیل شود که نسبت به شما متعهد و نسبت به طرح های تان بسیار علاقه مند هستند.

هنگامی که من لرن وست را تأسیس می کردم، با خیلی از مردمی که روی کوهی از پول نشسته اند و آماده هزینه کردن هستند آشنا نبودم (البته باید بگویم که بیشتر آنها چنین نمی کنند). پس، کاری که من انجام دادم این بود که چند نفر را که واقعا به طرح هایم اهمیت می دادند استخدام کردم، و در عوض خدمت مشاوره، به آنها پیشنهاد مشارکت دادم. که می داند، حتی ممکن است بعضی سرمایه گذاری هم بکنند. اما هدف ما اینجا این نبود.

آن چند نفر از آن زمان به بعد شروع کردند به پیدا کردن و معرفی افراد مناسب به من. این باید حرکتی باشد که خود به خود صورت گیرد، اما من متوجه شدم خیلی مواقع پشت گوش انداخته می شود.

3-تکرار کلید حل مسائل است:

هنگامی که اوقات اوج فعالیت است، یک چیز را به یاد داشته باشید: تمرین است که موجب موفقیت می شود. شما اگر دیالوگ های خود در نمایشنامه را هزار مرتبه نخوانید، حاضر نیستید روی صحنه بروید. ارائه طرح تجاری نیز همینطور است. مطلب را مختصر و مفید، در مقابل آینه با خود تکرار کنید. هرچند احمقانه و مسخره به نظر می رسد، اما بیاد داشته باشید که اعتماد به نفس اینجا مهمترین چیز است. اعتماد به نفس نیز همیشه با آمادگی همراه است. احساس کنید این کار را قبلا انجام داده اید، چرا که واقعا هم آن را به انجام رسانده اید.

برای من، اعتماد بنفس و آرامش زمانی حاصل می شود که احساس می کنم کاملا آمادگی دارم. این یعنی همان شب هایی که تا ساعت 2 نصف شب در مقابل آینه بی خوابی می کشیدم، و احساس حماقت می کردم. من در دانشگاه، عضو تیم اصلی شنا بودم. پس همیشه تمرین می کردم. من آن نظم و دیسیپلین را در اوقات شرم آوری که مقابل آینه می ایستادم نیز بکار بردم. پس تمام آنچه را که بدان معتقد بودم، اهدف و مقاصد خود را تمرین کردم و برای سؤالات سخت آماده شدم.

کامل کردن ارائه طرح، مثل یک هدف متحرک است. به این ترتیب باید پیوسته در ارائه طرح خود تغییر ایجاد کنید. من همیشه نسخه های مطالب و طرح هایی را که ارائه می کردم زیر نظر داشتم. به این ترتیب با نسخه 1 لرن وست شروع کردم، اما هنگامی که در حال ارائه طرح خود بودم، از نسخه 58 استفاده می کردم. من سعی می کردم اطمینان داشته باشم همیشه بهترین داشته های خود را عرضه می کنم. .

4-مخاطبین خود را بشناسید:

آیا دارید با یک شریک ملاقات می کنید؟ یک شریک ضامن؟ یک معاون؟ یک رئیس؟ کسی که کارفرما بوده؟ کسی که بانکدار بوده؟ آیا آنها در شروع به کار تجاری شکست خوردند؟ آیا می دانند چه حسی دارد؟ به چه اهمیت می دهند؟ در چه شرکت هایی سرمایه گذاری کرده اند؟ این ها را پیدا کنید.

مهمترین ملاقات من با آن کاپلان، یکی از اولین شرکای زن گولدمن ساکس (Goldman Sacks) بود. او واقعا خیلی دوست دارد به دیگران در درک بهتر سرمایه گذاری کمک کند. یک دانشجوی مدرسه بازرگانی کولومبیا، به من گفته بود او واقعا برای اهداف من ارزش قائل می شد و در نتیجه، نخستین ملاقات ما خیلی گرم و آتشین بود. اکنون ما یک دوستی دراز مدت داریم. می دانم که آن جلسه اول را به دلیل اطلاعاتی که از قبل داشتم خوب اجرا کردم. هنگامی که مقابل بقیه حاضر شدم، احساس نمی کردم در آب های بی انتها دست و پا می زنم. می دانستم او کیست، و می توانستم خودم باشم.

در نهایت، به یاد داشته باشید که جهندگی کلید حل مشکلات است. همه ما مرتکب اشتباه می شویم و اوضاع و شرایط مان وخیم می شود. اما باید بتوانید خود تان را به وضع اول برگردانید، روی دو پای خود دوباره بایستید و برای دفعات بعدی، پیوسته شروع به کار کنید.

 

 

 

ترک پاسخ

11 − 4 =