این 5 موضوع مانع از تبدیل شدن شما به یک رهبر و مدیر موفق می شود

من معمولا وقت زیادی را صرف صحبت با کارکنان می‎کنم تا متوجه شوم که چگونه رهبران می‎توانند ارتباطات موثرتری داشته باشند. اتفاقا دیروز گفتگوی گروهی متمرکزی را با کارکنان یک شرکت تولید کننده کالا انجام دادم که فروش آن‎ها رشد سریعی داشته است.

از افراد این گروه بارها و بارها بازخورد یکسانی را شنیدم: رهبران در به اشتراک گذاشتن اطلاعات بسیار خوب عمل می‎کنند، اما شنوندگان خوبی نیستند.

به عنوان یک رهبر، می‎دانم که چقدر مشکل است تا فرآیند ذهنی خود را کند کنید و واقعا به آنچه که اعضای تیم شما می گویند، توجه کنید. این امر مخصوصا زمانی سخت‎تر می‎شود که شما باید در مورد 87 مسئله دیگر فکر کنید و کاملا مطمئن هستید که چگونه باید مشکل اعضای تیم خود را حل کنید.

اما اگر یک شنونده افتضاح هستید، هرگز نمی‎توانید رهبری بزرگ شوید. همانطور که متئو مک‎کی، مارتا دیویس و پاتریک فانینگ در کتاب چگونگی برقراری ارتباط نوشته‎اند، «گوش دادن یک تعهد و تعمق است.»

«این یک تعهد است که متوجه شوید که دیگران چگونه احساس می‎کنند و چگونه دنیای خود را مشاهده می‎کنند. این امر به معنای کنار گذاشتن عقاید و پیش‎داوری‎ها، اشتیاق و علایق شخصی خود است تا بتوانید از منظر دیگران به اتفاقات بنگرید.»

و شنیدن یک تعریف است زیرا به شخص دیگری می‎گویید که «من اهمیت می‎دهم به آنچه برای شما اتفاق می‎افتد و زندگی و تجربه شما برای من اهمیت دارد.»

 

موثرترین روش برای تبدیل شدن به یک شنونده بهتر چیست؟ موانعی که از گوش دادن موثر جلوگیری می‎کند را شناسایی کنید و سپس از یک استراتژی مهم برای غلبه بر این موانع استفاده نمایید. 5 مورد از رایج‎ترین موانع گوش دادن رهبران عبارتند از:

  1. ذهن خوانی

همانطور که مک کی، دیویس و فاننینگ نوشته‎اند «کسی که ذهن‎خوانی می‎کند بیشتر در تلاش است تا فکر و احساس واقعی طرف مقابل را دریابد و لذا در تلاش برای یافتن این حقیقت، به کلمات نسبت به لحن و نشانه‎های ظریف کلامی توجه کمتری دارد.»

  1. فیلتر کردن

شما به بعضی موارد گوش می‎کنید و به سایر موارد توجه نمی‎کنید. روش رایجی که رهبران برای فیلتر کردن استفاده می‎کنند، اجتناب از شنیدن موارد خاصی است. «به‎ویژه هرچیز تهدید کننده، منفی، انتقادی و یا ناخوشایند. انگار که این کلمات هرگز ادا نشده‎اند: شما برای شنیدن آن‎ها حافظه‎ای در اختیار ندارید.»

  1. قضاوت

این یک چالش بزرگ برای رهبران است به ویژه هنگامی‎که با افرادی سروکار دارید که به آن‎ها به‎عنوان یک کارمند «مشکل‎ساز» نگاه می‎کنید. «اگر شما کسی را احمق یا خل و یا فاقد صلاحیت تصور کنید، آنگاه به آنچه که این شخص می‎گوید توجه زیادی نخواهید کرد.» اگر شما او را قضاوت کنید در واقع پیش از اینکه محتوای پیام را بشنوید، تصمیم خود را گرفته‎اید.

  1. مشاوره

این مسئله به شدت در مورد من صدق می‎کند. مک‎کی، دیویس و فنینگ این مانع را اینگونه توصیف می‎کنند: «شما توانایی زیادی در حل مسئله دارید و آماده برای ارائه کمک و پیشنهادات هستید. تنها کافی است تا چند جمله بشنوید تا در ذهن خود به‎دنبال مشاوره درست برای وی بگردید. درحالیکه در این بین ک شما مشغول فعالیت ذهنی خود هستید ممکن است آنچه که بیش از همه اهمیت دارد را از دست بدهید.» دردناک است.

 

  1. درست بودن

 

یکی دیگر از ضعف‎های رهبران این است که به هیچ‎عنوان نمی‎خواهند بدانند که اشتباه کرده‎اند. «نمی‎توانید به انتقاد گوش کنید، نمی‎توانید تحمل کنید که تصحیح شوید و نمی‎توانید پیشنهادات مربوط به تغییر خود را بشنوید. اعتقادات شما غیرقابل تغییر است.» البته، بسیار محتمل است که شما کاملا در اشتباه باشید، اما نمی‎خواهید تحت هیچ شرایطی به این امکان گوش دهید.

حالا که وجود مشکل را قبول دارید، مسئله ساده‎ای که باید متفاوت انجام دهید این است که به طور فعال و با استفاده از تکنیک آشنا «ترجمه و تفسیر» گوش دهید. احتمالا این روش را در مدرسه یا در دوره رهبری آموخته‎اید. ترجمه و تفسیر به این معنی است که «آنچه که از حرف‎های طرف مقابلتان برداشت کرده‎اید را با کلمات خودتان بیان کنید».

نویسندگان کتاب چگونگی برقراری ارتباط معتقد هستند که ترجمه و تفسیر کردن «برای خوب گوش دادن کاملا ضروری است. این امر شما را در تلاش برای درک و دانستن آنچه دیگران می گویند، به جای مسدود کردن، مشغول می‎کند.»

ترجمه و تفسیر با استفاده از شروع‎های زیر:

«آنچه من از حرف‎های تو متوجه می‎شوم …»

«به عبارت دیگر…»

«بنابراین، احساس شما این است که …»

«اجازه بدهید متوجه شوم، آنچه برای شما اتفاق افتاد این بود که … »

«اتفاقی که افتاد این بود که …»

«منظورت شما این است که … »

 

منبع : Inc

ترک پاسخ

19 + 11 =