نحوه غلبه بر ۵ مورد از رایج ترین اما و اگرهای پیش روی افراد خلاق

 

هرفردی که در طول دوره کاری خود با صفحات خالی (بدون راهکار) روبرو گردیده به تایید این مطلب پرداخته که فرایندهای خلاقانه ذاتا دشوارتر از فرایندهای عادی بوده، فرایند ایده پردازی در بهترین حالت تلاشی نفسگیر و در بدترین حالت فرایندی مازوخیستی بوده، هر چند بسیاری فعالیت های خلاقانه را اشتیاقاتی سبک بارانه دانسته که با دغدغه های کارهای روزمره ناسازگار نبوده، در عمل عکس این قضیه صادق می باشد.

واضح است که بسیاری از مشاغل نیازمند فشار فیزیکی بالایی برای تکمیل بوده ، اما فرایندهای خلاقانه نیز بدلیل تخلیه قوای ذهنی – هیجانی به شدت خسته کننده می باشند. هیچ چیز به اندازه خلق ایده ای جدید و سپس گسترش آن به دستاوردهایی ملموس و قابل پذیرش در نزد اکثر جهانیان دشوار نمی باشد.

خلاقیت با هیجانات / عواطف ناخوشایندی همراه می باشد

این فرایند با احساسات واقعی و در پاره ای اوقات دردسرساز همراه بوده، ترس مهم ترین احساس بوقوع پیوسته در این فرایند بوده، هر گونه نیت جاه طلبانه با آثار جانبی منفی همراه بوده که در اکثر موارد دردسرساز می باشد. مسیر پیموده شده بی نهایت نبوده و تنها دستاوردهای افراد انگیزه ای برای خلاقیت به شمار رفته که اطلاعات اندکی نسبت به نحوه تحقق آن را در پی خواهد داشت. ظهور خلاقیت با طوفان هیجانی همراه می باشد. به منظور موثر واقع شدن ، می بایست به شکل همزمان ترس و نوآوری را مدیریت نماییم، ۵ حالت بروز ترس که خود را به شکل اما واگر نمایش داده در تمامی حالت ها پیش روی نوآوران و طراحان قرار می گیرند.

۱- ترس از شکست (در صورتی که شرایط طبق میل مان پیش نرود؟)

بسیاری از ذهن های خلاق به تنها نقطه قابل اتکا که همان ذهن خلاقشان بوده شک می نمایند. اکثر این دغدغه های داخلی در اثر مقایسات بی جا شکل گرفته، در هنگام تردید بیاد داشته باشید که خلاقیت در شرایط عدم آرامش ذهنی قابل حصول نبوده، تمرکز بر اقدامات – دستاوردهای سایرین به مثابه سرطانی نسبت به شخصیت شما تلقی گردیده، مسیرطی شده توسط شما صرفا به خودتان مربوط بوده، سنجش عملکرد و توانایی های خود به مثابه قراردادن یک دانش نامه در کنار یک کتاب رنگ آمیزی و تعیین گزینه برتر بوده ، مقایسه تجربیات، نگرش ها و فرصت های افراد مختلف فاقد گزینه بهتر- بدتر بوده ، در پایان روز فقط دیدگاه های شما حائز اهمیت می باشد.

۲- ترس از عدم توجه دیگران ، عدم توجه به دستاوردهایتان

به جمع مدیران کسب و کارهای نوپا خوش آمدید، میلیون ها فرد با استعداد در سراسر این کره خاکی در سکوت در پی تولید ایده های نابی بوده که هرگز با موفقیت تجاری چشمگیری روبرو نگردیده، حال این سوال را از خود پرسیده که آیا عدم توسعه چشمگیر تلاش های آنان یا عدم قدردانی کافی خارج از محدوده نفوذشان به معنای بی ارزشی تلاش های آنان بوده ؟ بی شک این مساله صحت نداشته

موفقیت یک اثر خاص صرفا به توجهات دریافتی بستگی نداشته، برخی افراد به اندازه ای خوش شانس بوده که نتیجه تلاش های آن ها در مقیاس جهانی معرفی گردیده، در حالیکه سایرین علیرغم خلاقیت قابل ملاحظه به ندرت مورد توجه قرار گرفته، بسیاری از محصولات صرفا در اختیار تعداد محدودی قرار گرفته و در سایر نقاط جهان ناشناخته باقی مانده، پس از تمامی این اظهار نظرها، شما عمیقا به خاص بودن دستاوردهای خود باور داشته و هراندازه تحسین عمومی، رسانه ای یا بی توجهی نسبت به آن ها تاثیری در دیدگاه شما نخواهد داشت.

۳- در صورت انتقاد و عدم استقبال افراد از محصول پیشنهادی چه راهکاری موثر واقع گردیده

یک مساله همواره وجود داشته و آن بیزاری برخی افراد از محصولات شما بوده، علاوه بر این آن ها از شما نیز نفرت پیدا کرده ، هنر دستاورد هنرمند بوده ، لذا هرچند قربانی شدن و پایمال شدن شخصیت تان بخشی از فرایند سپری شده به شمار رفته اما قضاوت نهایی نسبت به محصولات و نگرش شما انجام پذیرفته، هر چقدر زودتر این مساله را بپذیرید ، مواجهه با آن نیز ساده تر خواهد بود. این واقعیت که محصولات کارآمد با استقبال روبرو گردیده همواره صادق نمی باشد، اختراعات، شرکت ها، برنامه ها، فیلم ها و کتاب های بسیاری وجود داشته که ضمن برخورداری از خلاقیت و کارایی به ندرت مورد اشاره قرار گرفته، در صورتی که واکنش های خودکار و غیرعینی کاربران توئیتر برای سنجش موفقیت فعالیت های خود را مد نظر قرار دهید ، دائما ناامید شده و احیانا با مشکلات گسترده تری روبرو گردیده ، همواره دلیل آغاز تلاش های خود را مد نظر قرار داده، ندای درونی عامل اصلی انگیزاننده شما بوده و قضاوت عمومی نسبت به محصولاتتان اهمیت چندانی نداشته، موضوع اصلی تمرکز بر اهداف درونی تان بوده، در صورت ناامیدی همواره به یاد داشته باشید که تلاش در خلق محصولی جدید همواره با ارزش تر از سرریز نمودن حجمی از انتقادات غیرمنصفانه می باشد.

۴- در صورتی که نتوان به همین منوال به فعالیت ادامه داد چه اتفاقی رخ می دهد؟

اکثر هنرمندان و افراد خلاق در جایگاهی نبوده که از خود در قلمرو کامل تعریف شده برای پروژه هایشان دفاع نموده، آیا این امر به معنای عدم مشروعیت آن ها بوده ؟ به هیچ وجه، نویسنده ای که برای تامین درآمد خود به عنوان یک بازاریاب رسانه های اجتماعی عمل نموده همچنان یک نویسنده بوده و طراحی که به عنوان یک پیشخدمت عمل نموده همچنان یک طراح به شمار می رود. با این وجود هدف هر فرد خلاق مصممی ایجاد زندگی مدنظر بوده با این حال این فرایند احتمالا سال ها به طول انجامیده، دغدغه بیش از حد نسبت به دریافت تاییدات مالی سریع ترین راهکار برای هدایت انگیزه و انرژی شما به شمار رفته ، این کلیشه به شدت آزاردهنده بوده اما در عین حال واقعیت داشته که هنرمندان صرفا به پول فکر نکرده، لذا برخورداری از صندوق مملو از فرصت ها و پیشنهادات مالی مناسب نوید بخش بوده (توانایی تامین هزینه ها، زندگی آرام) اما این فرایند بخشی از خلق محصولی جدید به شمار رفته، مسیر پیش روی نوآوران به شدت گنگ و مبهم بوده با این وجود افراد خلاق همواره این مسیر را ادامه داده چرا که سایر راهکارها را غیرمناسب تلقی می نمایند.

۵- در صورتی که تمامی تلاش ها بی فایده باشد چه طور؟ (وقت تلف کردن)

مطمئن باشید که تماشای شوهای تلویزیونی قطعا وقت تلف کردن بوده اما خلاقیت هرگز وقت تلف کردن تلقی نگردیده، تنها چیزی که در این جهان غیرموثر تلقی نگردیده تولید محصولی جدید بوده، در واقع می توان چنین گفت که  “در غیر اینصورت هدف اصلی زندگی چیست؟” بیاد داشته باشید که هدف پیش روی شما با ارزش ترین موضوع زندگی تان به شمار رفته، تنها افراد غیرالهام بخش به فرایندهای کاری اداری و شایعات رد و بدل شده بین همکاران خود برای سپری کردن روز اکتفا نموده، پیگیری اهداف تان بدون توجه به آثار جانبی پیش بینی نشده با تاثیر منفی همراه بود اما هرگز منجر به ایجاد خلا در شما نگردیده، پیشرفت های عملکردی هرگز اتلاف وقت به شمار نرفته، پاسخ دهی به ندای درون و فعال سازی خلاقیت به معنای درک عمیق تر از هدف زندگی بوده بنابراین با اشتیاق کافی به تلاش هایتان ادامه دهید.

 

منبع : Entrepreneur

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار