کسب و کارها چه چیزی را می توانند از شهرهای هوشمند بیاموزند

  • با آرش زمانی
  • یکشنبه , ۲ خرداد ۱۳۹۵

ایده یک شهر هوشمند فراهم کردن مزایایی است که باعث بهبود کیفیت زندگی هر شهروند می شود و شهر را به مکان جذابی برای زندگی تبدیل می کند. اما سهامداران پروژه ساخت یک شهر هوشمند، به علت درگیر بودن با داده های حساس و مالیات، با چالش های منحصر به فردی مواجه هستند. از لحاظ تکنولوژی، در یک محدوده جغرافیایی ارتباط و اتصال تقریباً هر چیزی با هم، یک چالش بزرگ محسوب می شود. همچنین قرار دادن یک تیم بزرگ از سهامداران مثل توسعه دهندگان نرم افزاری، برنامه ریزان، کارشناسان، معماران و مشاوران امنیتی در کنار هم و هدایت آن ها به سمت هدف می تواند دلهره آور باشد.

یک تجارت و کسب و کار می تواند از توسعه شهرهای هوشمند، چند چیز بیاموزد.

رشد متعادل و امنیت داده

وقتی در مورد شهروندان داده های زیادی وجود دارد که مورد استفاده قرار می گیرد، همیشه احتمال از دست دادن حریم خصوصی و محرمانه بودن هم وجود دارد. به عنوان مثال، وقتی که شهرداری برای نظارت بر ترافیک از دستگاه های متصل استفاده می کند، داده های مربوط به حرکات شهروند را هم دریافت می کند. بسته به نحوه استفاده از داده ها، این می تواند مفید یا خطرناک باشد. اگر سهامداران نتوانند از حریم خصوصی شهروند محافظت کنند، این می تواند مشکل ساز باشد. حفظ تعادل بین اجرای ایده های شهرهای هوشمند و امنیت داده ها آسان نیست. قوانین و مقررات می توانند در این زمینه کمک کنند، اما قوانین نمی توانند همگام با نوآوری های دیجیتال آن را حفظ کنند. تصمیم گیری در مورد آن چه به منزله استفاده درست از داده می باشد هم بسیار دشوار است.

هنوز هم چیزهای زیادی هست که قابلیت اجرا دارند. برای مثال، برنامه ریزان نیازمند درگیر کردن شهروندان در پروسه به اشتراک گذاری داده ها هستند. شهروندان هم باید بدانند که چه نوع داده ای و با چه هدفی  به اشتراک می گذارند. راه حل های هویت و اولویت مدیریتی و همچنین درک نیازهای برنامه ریزان و یا طراحان شهری می توانند به تعریف انواع داده ای که شهروندان می خواهند به اشتراک بگذارند کمک کند.

وجوه مشابه امنیت داده برای تجارت هم به کار گرفته می شود. برای حفظ وفاداری مشتری و اعتبار تجارت و کسب و کار، حفاظت و نگهداری از امنیت داده و حریم خصوصی مشتری ضروری است. همچنین برای این کار، کسب و کارها نیازمند سرمایه گذاری در فناوری و سیاست کیفیت امنیت داده، تعامل با مشتریان در سیاست های کسب داده هایشان و داشتن دوره های مشخصی از فعالیت در زمینه نقص داده یا از دست دادن آن هستند.

همکاری کردن ضروری است

یک شهر هوشمند چیزی بیشتر از داده های بزرگ و دستگاه های متصل است. برای اجرای موفقیت آمیز چنین ایده ای، هکاری بین سهامداران، مثلاً بین شرکای خصوصی و عمومی و اعضای محلی، بسیار حائز اهمیت است. در ریو دِ ژانیرو، دولت متوجه شد که بهترین راه برای برخورد با مشکلاتی که شهر با آن مواجه می شود، مشارکت خصوصی است: سیل های غافلگیر کننده، افزایش میزان جرم، کاغذ بازی و مسائل زیرساختاری فقط تعداد کمی از این موارد می باشند. به همین دلیل شهر برای راه اندازی یک مرکز عملیات متمرکز با IBM همکاری کرد که از ۳۶ سازمان شهری داده های ریل تایم در یافت می کند و این اطلاعات شامل انرژی، سلامت، آب و بخش های حمل و نقل می باشند. نمونه دیگر همکاری و مشارکت بین GE و دولت برزیل برای تولید نیرو از بیوگازهای نشأت گرفته از محل دفن زباله در شهر بلو هوریزونته می باشد. طبق گفته آدریانا ماچادو، مدیر عامل GE در برزیل، نیاز به همکاری به طور فوق العاده ای در حال رشد می باشد؛ شرکت ها باید از تمرکز بر محصول خود به سمت همکاری با شرکت هایی که محصولات مکملی برای جوامع می سازند، بروند.

کسب و کارها چند نکته کلیدی و مهم در مورد همکاری های مختلف، به خصوص بین نهادهای عمومی و خصوصی دارند. یکی از آن ها این است که منطقی تر است که نسبت به سعی در رشد تخصص از ابتدا، از طریق مشارکت ها تخصص بازیکنان مختلف را تحت کنترل درآوریم. همکاری بین شرکت های با قدرت های مختلف می تواند منجر به بهبود محصولات یا خدمات و ارسال سریع تر شود.برای مثال، شرکت هایی که سازنده محصولات گیمیفیکیشن هستند می توانند دامنه دانش مربیان شرکت، محرک ها و عملکرد مربیان برای ارائه اپ ها یا بازی های بهره وری با کیفیت بالا را تحت کنترل خود در آورند.

گرفتن متخصص مشاوره

زمانی که یک شهر هوشمند در حال توسعه است، ترکیبی از یک گروه کارشناس با تجربه در زمینه طراحی و برنامه ریزی شهرهای هوشمند با کیفیت خوب زندگی را به خدمت می گیرد. اخیراً، گروهی از کارشناسان نظرات خود در زمینه آن چه می توانست تورنتو را تبدیل به شهر بهتری برای زندگی کند، ارائه دادند. در زیر نقطه نظرات برجسته آن ها را آورده ایم:

  • مساعد ساختن شهر برای پیاده روی و دوچرخه سواری. داشتن جاده های بهتر و پهن تر طوری که عابران پیاده بتوانند با آرامش پیاده روی و یا دوچرخه سواری کنند. خنثی کردن کربن شهر تا مردم سالم تر شوند. کپنهاگ این کار را انجام داده است.
  • کاهش محدودیت های سرعت. ماشین ها نباید با سرعت بیشتر از ۳۰ کیلومتر در ساعت برانند. سرعت آهسته وسیله نقلیه به عابران پیاده اجازه می دهد تا با آرامش و بدون ترس پیاده روی کنند.
  • ارائه وسایل بهتر و سریع تر برای رفت و آمد و انجام هر کاری برای پیاده سازی آن. به عنوان مثال، یک محل می تواند از طریق یک شبکه از مسیرهای امن دوچرخه سواری و یک سیستم به اشتراک گذاری دوچرخه به یک ایستگاه اتوبوس وصل شود تا مردم بتوانند سریع تر به استگاه اتوبوس برسند.
  • پیاده سازی یک پاداش متراکم، که به معنای این است که در محلات عمومی بسیار پر جمعیت در شهر پیشنهاد شده توسط معماران یا طراحان و برنامه ریزان، جبران خسارات را در قالب پارک ها، مدارس، مسکن ارزان، بیمارستان ها، حمل و نقل و سایر امکانات عمومی ارائه دهند. مزیت اصلی داشتن پاداش متراکم این است که بسیاری از مردم به آسانی به امکانات عمومی که در محلات کم جمعیت امکان آن وجود ندارد، دسترسی داشته باشند.

کسب و کارها همچنین می توانند از دیدگاه های کارشناسان سیاست عمومی بهره مند شوند. به عنوان مثال، ارائه دهندگان تأسیسات خصوصی می توانند سیاست های توسعه کارشناسانه ای داشته باشند که به توزیع خدمات کاربردپذیری و کاهش ضایعات کمک بهینه ای می کنند و شرکتی که اپ های بهداشت و درمان ارائه را می دهد باید در طول ساخت این اپ ها که به پیش بینی سکته ها می پردازند، با پزشکان مشورت کند.

بخش های شخصی باید همکاری مؤثری داشته باشند

در صورتی که ادارات دولتی با هم همکاری نکنند، یک شهر نمی تواند هوشمند باشد و امکانات عمومی هم عملکرد خوبی نخواهند داشت. به عنوان مثال، مادامی که داده های حرکات وسیله نقلیه و عابر پیاده می تواند برای بخش های حمل و نقل مفید باشد، برای کنترل جرم نیز می تواند مفید واقع شود.

به همین ترتیب، اگر بخش های مختلف درون یک سازمان با هم همکاری نکنند، داده های خود را به اشتراک نگذارند و برای یک هدف با هم کار نکنند، یک کسب و کار هم نمی تواند در اوج بهره وری و سودآوری خود کار کند و همچنین نمی تواند خدمات مطلوبی به مشتریان خود ارائه دهد.

ساخت یک شهر هوشمند تنها در مورد دستگاه های متصل و داده های بزرگ نیست. مهم ترین مسئله برای درک هدف یک شهر هوشمند چیست: ایجاد کیفیت یا زندگی بهتر برای شهروندان آن شهر و ایجاد یک شهر جذاب برای زندگی. رسیدن به این هدف مسائل زیادی را در بر می گیرد که شامل حمل و نقل سریع تر و ارزان تر، آلودگی کم، ساختمان های سبز، بهداشت و درمان با کیفیت و میزان کم جرم می باشد. کلید ارائه این مزایا، داده های بزرگ است. کسب و کارها از مثال شهرهای هوشمند چیزهای زیادی می توانند یاد بگیرند، اما درس اصلی این است که شهروندان مشتریان شما هستند. شما برای بهبود کیفیت زندگی آن ها و جذاب ساختن سازمان خود برای تجارت، تصمیم دارید چه کار کنید؟

Kaushik Pal بیش از ۱۶ سال سابقه معمار فنی و مشاور نرم افزاری در برنامه های کاربردی تشکیلات اقتصادی و توسعه محصول را دارد. او به تکنولوژی جدید و مناطق نوآوری به اندازه اندازه نویسندگی فنی علاقه مند است. منطقه اصلی تمرکز او معماری وب، فناوری های وب، جاوا/ J2EE، اوپن سورس، داده های بزرگ، فضای ابری و فناوری های موبایل است. برای دیدن کارهای بیشتر او می توانید به سایت techalpine.com مراجعه کنید و برای تماس با او هم می توانید به techalpineit@gmail.com ایمیل بفرستید.

 

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
قبلی «
بعدی »

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − 6 =