دانلود فیلم Steve Jobs 2015 و نقدی بر آن

  • با مهدی شمس
  • دوشنبه , ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

 

آپلود توسط تیم فنی ایران استارت آپ www.irstartup.com

دانلود فیلم استیو جابز ۲۰۱۵ پارت اول

دانلود فیلم استیو جابز ۲۰۱۵ پارت دوم

فیلم از بیوگرافی مجوز دار تحسین شده والترز آیزاکسون در سال ۲۰۱۱ و با عنوان استیو جابز الهام گرفته، همچنین آرون سورکین فیلنامه نویس این مطلب را روشن ساخته که علاقه ای به ساخت یک پرتره مستقیم از جابز نداشته است. سورکین اوایل این ماه گفت: من می دانستم که چه چیزی را نمی خواهم بنویسم و آن یک بیوگرافی با ساختار زگهوار تا گور دانش بجوی بود آن هم درست در جایی که با بزرگان سر و کار داریم. من اگر می توانستم همه کارهایی که والتر انجام داده را انجام دهم و آن نقاط حساس زندگی استیو را تنها با سه صحنه زمان واقعی به شکل درام درآورم، تعجب می کردم.

درسهای استارت آپی که می توان از این فبلم گرفت را با بررسی نکات زیر مرور می کنیم

 

  1. آگهی درخشان سوپر باول در سال ۱۹۸۴ برای مکینتاش که مورد علاقه اپل نبود.

این یکی از نمادین ترین آگهی ها در تمام دوران است: آگهی به کارگردانی ریدلی اسکات در سال ۱۹۸۴ که در آن یک شورشی در حالی که خبر از راه اندزی کامپیوتر مکینتاش اپل می دهد، نظم جامعه آینده اورولی را به هم می زند.

هنگام پخش  سوپر باول هجدهم در ۲۲ ژانویه ۱۹۸۴، جلوه های بصری و قابل توجه آن تنها به آن چیزی جابز می خواست می پرداخت. اما فقط به عنوان یک فیلم نه این که هر کسی که در شرکت با آن ارزیابی موافق بود سعی در لغو آن قبل از بازی داشته است.

پس از آن مدیر عامل اپل جان اسکالی، خواستار بازگویی جلسه سال ۱۹۸۳ شد که در آن گفته شده اول مدیران هیئت مدیره آگهی را مشاهده کنند. اسکالی به یاد می آورد که صورت های آن ها خیره بود، او همچنین می گوید که اغلب آن ها احساس می کردند که بدترین آگهی عمر خود را دیده اند.

اما بقیه به آگهی اعتقاد داشتند. استیو وزنیاک یکی از بنیان گذاران اپل به نویسنده زندگی نامه جابز یعنی والتر آیزاکسون گفت: من شگفت زده بودم. فکر می کردم این غیر قابل باور ترین چیزی باشد که دیده ام.

و همان طور که در یادداشت های استیو جابز وجود دارد، در سال ۱۹۸۴ بسیاری از افراد با سر تراشیده بیکار در لندن استخدم شدند تا نمایش بیشتری بازی کنند، هرچند هنوز معلوم نیست که آیا اسکالی به همان اندازه که در فیلم به تصویر کشیده از این موضوع نارحت است یا نه. (جف دانلیز نقش اسکالی را در فیلم بازی می کند.) هزینه برآورد شده برای تولید آگهی بین ۵۰۰هزار تا ۷۵۰ هزار دلار و همچنین ۱ میلیون دلار اضافی هم برای خرید زمان روی آنتن سوپر باول بود. اما اسکالی (کسی که همیشه آگهی را دوست داشته است) در سال های اخیر اظهار داشت که ما متوجه شدیم که از آن آگهی حدود ۴۵ میلیون دلار از روابط عمومی آزاد بدست آوردیم.

  1. رونمایی از مکینتاش تقریباً موقعیت آن را به خطر انداخته بود چرا که هیچ کس نمی توانست با کامپیوتر حرف بزند.

همان طور که استیو جابز می گوید که در ۲۴ ژانویه ۱۹۸۴ اولین مکینتاش می توانست تا حد زیادی تبدیل به فاجعه شود که آن هم به خاطر اندی هرتزفلد برنامه نویس (که توسط مایکل استالبرگ نقش آفرینی شده) بود که نمی توانست کاری کند که کامپیوتر در طول تمرین حرف بزند.

فیلم سناریو را به گونه ای ترسیم می کند که جابز در صورتی که مکینتاش در معرفی زنده نتواند سلام کند، هرتز را تهدید به تحقیر عمومی می کند. اگرچه در تبلیغ پرده برداری نگرانی هایی وجود داشت، به نظر می رسد سازندگان برای آن یک گواهی نامه کمی خلاقانه بگیرند.

همان طور که هرتز در کتاب انقلاب در ولی می گوید: این داستان واقعاً بزرگ مک چگونه ساخته شد، تلاش به یاد ماندنی برای به پایان رساندن اولین نسخه از نرم افزار مکینتاش در زمان معرفی آن را بازگو می کند. حتی زمانی که همه چیز تمام شد، جابز در آخرین لحظه به این نتیجه رسید که آن ها برای معرفی نیاز به دموی زنده دارند که این به سرعت هرتز و گروهش را ملزم به توسعه موزیک پلیر و یک انیمیشن کرد. اگرچه تمرینات با اشتباهات فنی همراه بود و جابز از آن ایراد می گرفت، معرفی محصول بدون دردسر تمام شد، آن هم در حضور کسانی به مدت ۵ دقیقه پس از تمام شدن معرفی آن را تحسین و تشویق می کردند.

  1. باب دیلن تأثیرگذار اصلی بود

ترانه سرا و خواننده پیشگام که چندین بار در طول فیلم استیو جابز از او یاد شد، که یا از اشعار او در معرفی مکینتاش جابز در سال ۱۹۸۴ نقل شد و یا چهره اش در کمپین تفکر متفاوت اپل در سال ۱۹۹۸ برجسته شد. (به علاوه، پناهگاه دیلن در برابر طوفان در تیتراژ پایانی فیلم هم نقش دارد.)

طبق گفته آیزاکسون، وزنیاک در ابتدای دوستی خود با جابز در اواخر دهه ۶۰ باعث شد تا جابز به سمت موسیقیدان ها تمایل پیدا کند و هر دوی آن ها روی آثار دیلن اتفاق نظر پیدا کردند. وزنیاک یک بار گفت که ما بروشور اشعار دیلن را خریدیم و تا دیر وقت بیدار می ماندیم و آن ها را تفسیر می کردیم. لغات و کلمات دیلن آکورد تفکر خلاق را تشدید می کرد.

در نهایت جابز در اکتبر سال ۲۰۰۴ زمانی که دیلن در شمال کالیفرنیا برنامه اجرا می کرد با او ملاقات کرد. جابز به آیزاکسون گفت: ما در ایوان خارج اتاقش نشستیم و ۲ ساعت با هم حرف زدیم. من واقعاً دست پاچه بودم، چرا که او یکی از قهرمانان من بود. و همچنین می ترسیدم که او دیگر واقعاً باهوش نباشد و کاریکاتوری از خودش باشد، چیزی که برای بسیاری از مردم اتفاق می افتد. اما خوشحال شدم، چون که او باهوش تر از آن چه فکر می کردم بود. او هر چیزی که آرزو می کردم داشته باشد را داشت.

  1. او در تمام طول عمرش در رابطه با دخترش لیزا دچار مشکل بود

خیانت اصلی در هر سه بخش فیلم، تشویش جابز در مورد لیزا می باشد، که او قبول نمی کند که او دخترش باشد، چیزی که باعث بهت و حیرت مادرش کریسان برنان (کاترین واترسون) شد.

برنان لیزا را در می ۱۹۷۸ به دنیا آورد. او به آیزاکسون گفت: من و استیو در طول ۵ سال قبل از این که باردار شوم هم در رابطه بودیم و هم نبودیم. ما نمی دانستیم که چگونه می شود با هم باشیم و چگونه می شود جدا شویم.

فیلم استیو جابز به مصاحبه او با تایم در مورد راه اندازی مکینتاش اشاره می کند که او فکر می کرد به خاطر عدم دقت آزمایش های اصلیت، ۲۸ درصد از جمعیت مردان در ایالات متحده می توانند پدر شوند. این نظرات بی رحمانه به برنان در فیلم ضربه زد و همچنین در زندگی واقعی هم به او صدمه زد، او به آیزاکسون گفت: او در فیلم سعی دارد مرا مثل یک فاحشه یا شلخته ترسیم کند.

فیلم با یک یادداشت مبهم (اما امیدوار) خاتمه می یابد که شاید بین جابز و دخترش آشتی رخ دهد، اما پایان خوش در زندگی واقعی سخت تر بدست می آید. همان طور که آیزاکسون نوشته: پس از یک مشاجره آن ها می توانستند ماه ها دور شوند تا با هم صحبت نکنند. هیچ یک هم برای خاتمه دادن به دعوا، عذرخواهی یا تلاش برای آشتی، حتی در زمانی که او درگیر مشکلات مکرر سلامتی بود، فرد مناسبی نبودند. در پاییز ۲۰۱۰، حدود ۱۲ ماه قبل از مرگ او، جابز به نویسنده زندگینامه اش گفت که او آن سال با لیزا صحبت نکرده است.

  1. جوانا هافمن زن دست راست حتمی او بود.

کیت وینسلت نقش راهنمای بازاریابی جابز را ایفا می کند و تنها زن گروه اصلی مک می باشد. در فیلم، او مدام کنار جابز است، اساساً رئیس کارکنان و عامل انتشار عقاید می باشد، هیچ وقت نگران ایستادن کنار جابز یا اعلام خطر کردن در رفتار مبارز گونه او نبود.

هافمن واقعی اراده ضعیف تر از آن چه در فیلم نشان داده شده ندارد و قبل از این که در سال ۱۹۸۰ به جابز ملحق شود در انسان شناسی و فیزیکی سابقه داشته است. (و طبق گفته هرتز، او یک بازیکن بزرگ بود که بر اساس داستان آلیس در سرزمین عجایب به تست بازی اولیه آلیس اپل کمک می کرد.)

هافمن در گفتگو با آیزاکسون رئیس سابق خود را این گونه ارزیابی می کند: او برای شناخت دقیق نقطه ضعف ظرفیت غیر طبیعی داشت، می دانست که چه چیزی باعث می شود شما احساس کوچکی کنید و باعث شود ما چابلوسی کنید. این در افرادی که کاریزماتیک هستند و می دانند چگونه افراد را اداره کنند، یک صفت مشترک است.

در نتیجه، همان طور که فیلم استیو جابز اشاره می کند، شرکت شروع به توزیع جایزه شوخی هر ساله به کارکنانی که جایگاه خود کنار جابز را حفظ کرده اند، کرد. جایزه دو سال اول را هافمن برد. دبی کلمن کارمند و یار اپل بعدها گفت: به یاد دارم که به هافمن حسادت می کردم چرا که او کنار استیو مانده بود و من هرگز قدرت این کار را نداشتم. (سال بعد کلمن این جایزه را برد.)

  1. او هرگز این واقعیت را از سر خود باز نکرد که او را به فرزندی گرفتند.

چون این بخش از داستان جابز بسیار معروف است احتمالاً بیشتر افرادی که برای تماشای فیلم می روند از این که در فیلم متوجه شوند که رهبر اپل به فرزندی گرفته شده تعجب نخواهند کرد. هر چند در فیلم استیو جابز، این حقیقت به او اثبات شده که اسکالی را مجذوب می کند، کسی که تعجب می کند که چرا به فرزندی گرفته شدن جابز و طرد شدن او مغایر با منتخب شدن اوست.

در حقیقت جابز دو بار به فرزندی گرفته می شود- خانواده اصلی مادر بیولوژیکی او جوآن شیبل، تصمیم گرفتند که به جای او دختری را به فرزندی بگیرند- و اطرافیانش حقیقت را به او گفتند و تأثیر عمیقی بر وی گذاشتند. کریسان برنان در کتاب خاطرات گاز زدن سیب نوشت: بسیاری از بچه هایی که به فرزند خواندگی گرفته می شوند بر این باورند که آن ها تنها شایسته این هستند که نیازهای اساسی شان برطرف شود. من اغلب احساس می کردم که این در مورد استیو هم صدق می کند و از قضا متأسفانه این در استیو بود و تبدیل به حس بزرگی از حق با من است شد.

 

فیلم نشان می دهد که روزی جابز به طور تصادفی زمانی که به رستورانی که به تازگی توسط پدر بیولوژیکی اش، عبدالفتاح جندالی راه افتاده می رود، او را می بیند. این درست است و در زندگی واقعی، جابز از زمانی که حقیقت را فهمید دیگر حاضر نشد با این مرد ارتباط برقرار کند. جابز به نویسنده زندگی نامه اش گفت که او مرد ثروتمندی بود و من هیچ وقت به او اعتماد نکردم، هیچ وقت هم سعی نکردم از او باج بگیرم و یا از او به مطبوعات چیزی بگویم.

جندالی کسی که در سوریه مطرح بود، در مورد رسیدن به پسرش بسیار مردد بود و حتی زمانی که جابز سلامتی خود را از دست داد او را ترغیب به کناره گیری از مدیر عاملی اپل کرد. جندالی گفت: گرچه ممکن است عجیب به نظر برسد، اما آماده نبودم که تلفن را بردارم و با او تماس بگیرم، حتی اگر هر دوی ما در بستر مرگ بودیم. استیو باید این کار را بکند، غرور سوری که در من وجود دارد باعث می شود که هرگز نخواهم او فکر کند که من خواهان ثروت او هستم.

  1. iPod همواره از اواخر دهه ۹۰ در ذهن او بود.

فیلم استیو جابز در سال ۱۹۹۸ به پایان می رسد، زمانی که جابز می خواهد از iMac رونمایی کند، تقریباً به طور تصادفی به لیزا می گوید که ایده بعدی او ساخت دستگاهی است که بازار موسیقی را به جیب شما می آورد و جایگزین واکمن خواهد شد.

اولین روزی که  iPod ها به عرضه عمومی گذاشته شدند در سال ۲۰۰۱ بود و به نظر می رسید که این ایده برای دستگاه واقعاً تا سال ۲۰۰۰ یعنی زمانی که جابز  iTunes را اره اندازی کرد به واقعیت نپیوندد. فروشگاه آیتونز سه سال بعد افتتاح شد، دادن لیبل های رکورد فرصتی برای توزیع موسیقی آنلاین همراه با پرداخت است که از زمانی که سیستم تازه به اشتراک گذاری فایل Napster در اواخر دهه ۹۰ وارد عرصه شده بود، یک نگرانی صنعتی در این زمینه وجود  داشت.

اگرچه در فیلم استیو جابز، با جسارت به  iPod اشاره شده، این محصول ثابت کردکه یکی از نوآوری های تکنولوژیک مهم قرن ۲۱ بشر بوده است و القای مقلدان (مثل Microsoft’s Zune) هم به سرعت به فراموشی سپرده شد. هر چقدر بزرگ تر می شوم، بیشتر می بینم که چقدر مسئله انگیزه نقش دارد. Zune خیلی بد بود چرا که افراد مایکروسافت واقعاً موسیقی یا هنر را دوست ندارند. ما برنده شدیم چون ما شخصاً عاشق موسیقی هستیم.

  1. همکاران واقعاً به حوزه تحریف حقیقت اشاره کردند.

فیلم، جابز را به عنوان استاد چرخش ترسیم می کند، اما فقط نزدیک به انتهای فیلم استیو جابز، جوانا هافمن به حوزه تحریف حقیقت اشاره می کند، در جایی که همکاران او برای توصیف توانایی خودسری او در ساخت داستان خودش از عبارت ننگینی استفاده می کنند تا مردم را به سمت خود بکشانند، همان طور که هر کسی این کار را انجام می دهد.

عبارت از باد تریبل یکی از اعضای تیم مک نشأت گرفت، که آن را از اپیزود پیشتازان فضا، نمایشگاه جانوران که تمدن بیگانه ای که واقعیت خودشان را ساخته، گرفته است. تریبل بعداً به آیزاکسون گفت: گرفتار حوزه تحریف حقیقت استیو شدن خطرناک است، اما این همان چیزی بود که به او قدرت تغییر واقعیت را می داد.

هرتز در انقلاب ولی نوشته: حوزه تحریف واقعیت ترکیب گیج کننده ای از سبک بلاغی کاریزماتیک بود، یک اراده سرکش و اشتیاق تغییر حقیقت برای متناسب شدن با هدف در دسترس. اگر یک خط از استدلال ها موفق به متقاعد کردن نمی شد، او ماهرانه آن را با خط بعدی عوض می کرد. بدون اذعان به این که او هرگز جور دیگری فکر نمی کرد، گاهی اوقات می خواست شما را بیرون بیاندازد تا به صورت ناگهانی موقعیت خود را همان گونه که او می خواست تطبیق دهید.

اما روش جابز جواب می داد و در نمایش دیدگاهی که دیگران هیچ وقت ندیدند، به او کمک می کند. همان طور که آیزاکسون ترسیم کرده که زمانی که جابز توسط خبرنگاری مورد سؤال قرار می گیرد که قبل از راه اندازی مک چه تحقیقات علمی در بازار انجام داده، او پاسخ می دهد که آیا الکساندر گراهام بل قبل از اختراع تلفن تحقیقات علمی در بازار انجام داده بود؟

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
قبلی «
بعدی »

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + 10 =