پنج اصل کلیدی زیربنایی موجود در فلسفه استارت‌آپ‌ها

ایران استارتاپ به زودی کتاب جدید اریک ریس را با نام روش استارتاپی منتشر خواهد کرد . در این مقاله به 5 اصل کلیدی زیربنایی موجود در فلسفه استارتاپها اشاره خواهیم کردیم که به نقل از کتاب می باشد . شیوه استارت‌آپ‌ها، دقت مدیریت عمومی را با ماهیت شدیدا تکراری استارت‌آپ‌ها ترکیب می‌کند. این سیستمی است که می‌تواند  در هر سازمانی که خواهان نوآوری مداوم است، قطع نظر از اندازه، سن یا رسالت آن، به کار گرفته شود.

دوباره به تعریف استارت‌آپ که در بالا ارائه دادم، فکر کنید. از آن‌جایی که کارآفرینی همواره در ارتباط با نهادسازی است، لزوما در ارتباط با مدیریت نیز هست. در شیوه استارت‌آپ‌ها، کارآفرینی یکی از اصول مدیریت و چهارچوبی جدید برای سازمان‌دهی، ارزیابی و تخصیص منابع برای کار شرکت است. این فلسفه‌ای است که جایگزین الگوی قدیمی می‌شود که هم‌اینک موجب عقب ماندن بسیاری از شرکت‌ها شده است و طرحی اولیه از نحوه کار یک شرکت مدرن برای ایجاد رشد پایدار از طریق نوآوری مداوم ارائه می‌دهد. شیوه استارت‌آپ‌ها به عوض {برعکس} سیستم مدیریت کنونی که محدود به برنامه‌ریزی و پیش‌بینی است، سیستمی ایجاد می‌کند که سرعت و عدم قطعیت را پذیراست و حتی با آن شکوفا می‌شود.

پنج اصل کلیدی زیربنایی موجود در فلسفه شیوه استارت‌آپ‌ها عبارتند از:

  • نوآوری مداوم: بسیاری از رهبران به دنبال یک نوآوری کلیدی می‌گردند، اما رشد بلندمدت نیازمند چیزی متفاوت است: شیوه‌ای برای کسب مداوم دستاوردهای غیرمنتظره جدید با استفاده از خلاقیت و استعداد همه سطوح سازمان.
  • استارت‌آپ به عنوان واحد بسیار کوچک کار: به منظور ایجاد چرخه‌های نوآوری مداوم و ایجاد منابع جدید رشد، شرکت‌ها باید تیم‌هایی داشته باشند که آزمایش‌هایی را برای یافتن این منابع انجام دهند. این تیم‌ها استارت‌آپ‌های داخلی‌اند که نیازمند نوعی ساختار متمایز سازمانی برای حمایت‌اند.
  • عملکرد گم شده: اگر استارت‌آپ‌ها را به اکوسیستم سازمانی اضافه کنید، باید به شیوه‌ای آنها را مدیریت کنید که تکنیک‌های سنتی را مختل کنند. بیشتر سازمان‌ها فاقد یکی از اصول اساسی‌اند و آن کارآفرینی است که دقیقا به همان اندازه بازاریابی و یا منابع مالی برای موفقیت آینده آنان مفید است.
  • بنیان‌گذاری دوم: انجام این نوع تغییر کامل در ساختار سازمان مانند بنیان‌گذاری مجدد سازمان است، چه این سازمان پنج سال و یا صدسال عمر داشته باشد.
  • تحول مداوم: همه اینها نیازمند ایجاد نوعی قابلیت سازمانی جدید است: توانایی بازنویسی DNA سازمانی در پاسخ به چالش‌های تازه و متنوع. تحول یکباره مایه شرمساری است. زمانی که شرکتی نحوه متحول شدن را دریافت، باید آماده باشد که در آینده بارها و بارها آن را انجام دهد.

ترک پاسخ