Snapp و Tap30 تکنولوژی بی فرهنگ

  • با مهدی شمس
  • شنبه , ۱۱ دی ۱۳۹۵

مدت کوتاهی از سرمایه گذاری ۲۰ میلیون یورویی یا به عبارتی ۸۴ میلیارد تومانی روی استارت آپ اسنپ گذشته است و جدای از بحث کذب بودن یا صحیح بودن این عدد این استارت آپ در مسیر توسعه و جذب سرمایه قرار دارد . از طرفی Tap30 رقیب این استارت آپ ایرانی با پروموشن های مختلف همانند تخفیف اخیر خود به مسافران سعی در تصاحب بخشی از این مارکت گسترده را در سودای خود دارد .

جدای از مباحث توسعه ، تکنولوژی و همه گیر شدن این اکوسیتمها در نهایت جای خالی مقوله ای به نام فرهنگ و پشتیبانی در تمامی استارت آپهای ایرانی به چشم می خورد . برای مثال دیجیکالا که به جای پاسخ به کامنتهای کاربران در اینستاگرام نسبت به حذف آنها اقدام می کند و یا کامنتهای مخالف وب سایت خود را به راحتی تایید نمی کند ، و همزمان با توسعه طرحهای ارسال سریع بسته توسط شرکتهای مختلف دنیا ، از جمله آمازون که با استفاده از هواپیماهای شخصی یا پهپاد و ارسالهای جهانی نسبت به ارسال در سریعترین و منظم ترین حالت ممکن اقدام می نمایند ،  دیجیکالا حتی نسبت به حذف ۴ ساعت ارسالی خود اقدام نموده و در نهایت در تهران نیز با دو بازه زمانی جدید و طولانی و در نامنظمترین متد ممکن اقدام به ارسال بسته می نماید ، همگی نمونه بارز عدم وجود فرهنگ سازمانی در یک شرکت با مقیاس بزرگ می باشد .

در اسنپ و Tap30 ضعف خدمات از گستره تکامل و پیشرفت شرکت عقب مانده است و با بزرگتر شدن این استارت آپها و خروج از مرحله استارت آپ بودن مواردی همچون :

  • ضعف پشتیبانی تلفنی که در صف قرار گرفتن طولانی مدت کاربر برای حداقل ۱۰ تا ۳۰ دقیقه به صورت میانگین در طول سفر ( برای مثال وقتی نیاز به خدمت پشتیبانی دارید و با شرکت مربوطه تماس میگیرید حتی بعد از این که مسیر به اتمام رسید و حتی دقایقی بعد از آن هنوز به اپراتور پشتیبانی وصل نشدید )
  • عدم پاسخ به ایمیلهای پشتیبانی یا پاسخ های بعد از یک هفته و انجام عملیات استرداد وجه در مواقع مشکلات بعد از بیش از یک هفته تا دو هفته کاری
  • رانندگان در اواسط مسیر و یا هنگام نزدیک شدن به مقصد دکمه اتمام سفر را استفاده تا بلافاصله مشتری جدیدی دریافت کنند که این عمل حداقل مشکلی که ایجاد می کند امکان پرداخت آنلاین را برای کاربر غیر ممکن می کند .
  • عدم محاسبه صحیح قیمت ؛ برای مثال یک مسیر نیم ساعته شرق به غرب یا غرب به جنوب ۱۲ هزار تومان محاسبه اما یک مسیر ۱۰ دقیقه ای کوتاه مدت محلی ۱۰ هزار تومان محاسبه می شود .

و دهها مشکل ریز و درشت دیگر به چشم می خورد . ضعف خدمات رسانی و امور پشتیبانی و اهمیت به مشتری رتبه آخر و در نهایت پایانی ترین گزینه برای اکثر استارت آپهای ایرانی می باشد و تنها اولویت استارت

اپهای ایرانی افزایش تراکنش ها و تعداد مشتری بوده و کیفیت خدمات و تجربه یک خرید لذت بخش ، سفر لذت بخش و یا خدمات لذت بخش از تمامی مشترکین در این مسیر سلب شده است . فرهنگ سازمانی و خدمات پشتیبانی در شرکتهایی همچون اپل ، اوبر , Airbnb به عنوان مهمترین و کلیدی ترین عامل رشد این شرکتها بوده و هر کدام پیش از توسعه خدمات و افزایش کاربران مشتری مداری را به عنوان سکوی پیشرفت خود در نظر گرفته اند .  امید است مدیران استارت آپهای ایرانی حداقل هفته ای یکبار نسبت به مطالعه و سرگذشت استارت آپهای موفق در جهان پرداخته و سرلوحه خدمات رسانی خود قرار دهند .

 

 

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
قبلی «
بعدی »

3 Comments Already

  1. دقیقا اصل ماجرا همینه . مطلب شایسته ای بود

  2. یعنی میشه یه روزی اوبر بیاد ایران ؟

  3. بسیار دقیق فرموده بودین.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − نه =